حرکات و الگوهای قیمتی و عوامل تشکیل آن‌ها

حرکات قیمت

عوامل مهم در تشکیل حرکات و الگوهای قیمتی

ذهن انسان همیشه در پی برقراری ارتباط بین پدیده‌ها بوده و ناخودآگاه علاقه‌مند به ساخت الگوهای ذهنی است. تحلیل‌گران تکنیکال معتقدند که تاریخ تکرار می‌شود و همین تفکر باعث شده که بر اساس اتفاقاتی که درگذشته افتاده الگوهایی را در حرکات قیمت تعریف و طبق آن آینده قیمت را پیش‌بینی کنند. به دلیل حرکات قیمت، سویینگ­های high و low شکل می‌گیرد و همین نحوه قرارگیری سویینگ­ها نسبت به هم الگوها را می‌سازد و  همین حرکات و الگوهای قیمتی معیار تصمیم‌گیری تحلیل‌گران است.

۱٫ نواحی استاتیکِ مقاومت و حمایت

وقتی سویینگ­ها در نمودار قیمت حدوداً در یک راستا باشند، نواحی استاتیکِ مقاومت و حمایت شکل می‌گیرند. این نواحی برای تحلیل‌گران تکنیکال معیار تصمیم‌گیری هستند. آن­ها معتقدند که قیمت نمی‌تواند از این نواحی عبور کند مگر خلاف آن ثابت شود.

نواحی استاتیکِ مقاومت و حمایت
نواحی استاتیکِ مقاومت و حمایت در نمودار

۲٫ الگوهای برگشتی

 مانند

سرشانه سقف، سرشانه کف، دوقلو سقف، دوقلو کف، کُنج برگشتی و …

وقتی سویینگ­ها در نمودار قیمت به‌گونه‌ای قرار می‌گیرند که الگویی شبیه سر و شانه انسان به وجود می‌آید، تحلیل‌گر به این نتیجه می­رسد که حرکات قیمت می­توانند به دو صورت عمل کنند:

الف. اگر سرشانه سقف باشد، در صورت شکست خط گردن به سمت پایین، به‌اندازه سر تا خط گردن افت می‌کند.

الگوی برگشتی
الگوی سر و شانه سقف

ب. اگر سرشانه کف باشد، در صورت شکست خط گردن به سمت بالا، به‌اندازه سر تا خط گردن رشد می‌کند.

الگوی برگشتی
الگوی سر و شانه کف

 

مزایا و معایب معاملات خودکار

 

۳٫ الگوهای ادامه‌دهنده

مانند

 پرچم، کُنج صعودی، کُنج نزولی، مستطیل و …

بعد از یک‌روند وقتی سویینگ­ها در نمودار قیمت به‌گونه‌ای قرار می‌گیرند که شبیه پرچم یا مستطیل می‌شوند، تحلیل‌گر به این نتیجه می­رسد که قیمت به‌اندازه دسته پرچم، در جهت حرکت روند، حرکت خود را ادامه می‌دهد.

الگوهای قیمتی
الگوهای ادامه دهنده

سؤال:

درجه اعتبار این الگوهای قیمتی چه مقدار است؟

چهار فاکتور مهم در حرکات قیمت

۱٫ حجم

۲٫ شتاب

۳٫ سرعت

۴٫ نوسان

طبق گفته‌های قبل دریافتیم که تفکر معامله‌گران، تعادل عرضه و تقاضا را از بین می‌برند و باعث حرکات قیمت می‌شوند. ولی قیمت در نمودار بر اساس این چهار فاکتور حرکت می­کند و احتمال کمی وجود دارد که دو زمان را در بازار بیابیم که این چهار فاکتور دقیقاً مشابه هم باشند. وقتی شکل تغییرات حرکت قیمت (الگو) شبیه سرشانه سقف باشد و بعدازآن بازار افت ‌کند، تحلیل­گر در ذهن خود الگویی طراحی می‌کند به نام سرشانه سقف. هر وقت این الگو در نمودار ساخته شود، تحلیل­گر به دنبال افت قیمت است. او نمی‌داند این دو الگو نمی‌توانند شبیه هم باشند زیرا حجم قیمت، شتاب قیمت، سرعت قیمت و نوسان قیمت در این دو الگو متفاوت هستند.

 

 

نکته بسیار مهم:

حرکات و الگوهای قیمتی مبحث مهمی است که در اکثر کلاسها و اموزشها گفته می شود. ولی معامله‌گر حرفه‌ای قبل از اینکه الگویی شکل بگیرد، وارد معامله شده یا از آن خارج می‌شود.

نتیجه:

  1. آینده، تکرار قطعی گذشته نیست.
  2. تحلیل‌گرانی که مانند فالگیرها از روی الگوهای قیمتی، روند بازار را پیش‌بینی می‌کنند عملاً شانسی ۵۰ درصدی برای پیش‌بینی درست دارند. این دیدگاه هیچ‌گونه برتری­ای به تحلیل‌گر نمی‌دهد.
  3. حرکات قیمت غیرقابل‌پیش‌بینی است.

 

در ادامه بخوانید: سه نتیجه مهم که از بررسی روندهای بازار برای حاصل می‌شود.

 

نویسنده: (سجاد بوربور،مدرس و معامله گر بازارهای مالی)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.