چگونه تئوری پنجره شکسته سرمایه ما را نجات می‌دهد؟

چگونه تئوری پنجره شکسته سرمایه ما را نجات می‌دهد؟

چگونه تئوری پنجره شکسته سرمایه ما را نجات می‌دهد؟

 

چگونه تئوری پنجره شکسته سرمایه ما را نجات می‌دهد؟ شاید تئوری پنجره شکسته را شنیده باشید بگذارید آن دوباره مرور کنیم. این تئوری در سال ۱۹۸۲ توسط دو دانشمند آمریکایی مطرح گردید.

این تئوری در همان زمان که شهر نیویورک با انواع خرابکاری شهری دست‌وپنجه نرم می‌کرد، توسط پلیس نیویورک استفاده و بکار گرفته شد تا از هرج‌ومرج‌های شهری بکاهد.

تئوری پنجره شکسته می‌گوید فرض کنید تعداد اندکی از پنجره‌ای یک ساختمان شکسته باشد، اگر این پنجره‌ها برای مدتی طولانی درست نشوند خرابکاران میل بیشتری برای شکستن سایر پنچرها پیدا می‌کنند و تعداد بیشتری از آن‌ها را می‌شکنند و اگر این وضع ادامه پیدا کند، بعد از مدتی ساختمان کاملاً ویران خواهد شد و به تصرف خرابکاران درخواهد آمد و یا تصور کنید اگر مقداری زباله در کنار خیابان ریخته باشد، مدتی بعد کیسه‌های بیشتر و بزرگ‌تری از زباله‌ها را آنجا خواهیم دید و درنهایت، آنجا به محل انباشت زباله تبدیل خواهد شد.

راه‌حل تئوری پنجره شکسته چیست؟

راه حل بیان می‌کند، هر زمان خرابکاران از شما پنجره‌ای شکستند، بلافاصله آن را تعویض کنید و اجازه ندهید شیشه شکسته‌ای باقی بماند، البته زمانی که تمام شیشه‌ها سالم است باید تلاش کنیم مانع از شکستن آن‌ها توسط خلاف‌کاران شویم و تحت هیچ شرایطی نگذاریم پنجره‌ای شکسته باقی بماند.

حالا دقیقاً، در معامله‌گری هم با تئوری پنجره شکسته روبرو هستیم، فرض کنیم طبق سیستم معامله‌گری ما، شرایط ورود ایجادشده است، ما وارد معامله‌شده‌ایم و بازار همان لحظه علی‌رغم تفکر ما حرکت کرده و ما با زیان کوچک خارج می‌شویم.

حال فرض می‌کنیم، سیستم مجدداً به ما یک ورود دیگر می‌دهد و ما مجدداً وارد می‌شویم و زیان می‌کنیم و حد زیان روزانه ما پر می‌شود و ما نباید دیگر معامله کنیم. ولی ذهن ما قصد تلافی دارد و این بار بدون هیچ سیگنالی از جانب سیستم هرچند ازلحاظ مدیریت ریسک اجاره ورود نداشتیم مجدداً وارد می‌شویم که منجر به زیان مجدد می‌شود.

این همان اولین پنجره شکسته است که توسط ذهن خلاف‌کار ما شکسته شده و ما باید آن را ترمیم کنیم.

حالا اگر ما، بعد این زیان ترمیم را انجام ندهیم، مجدداً ذهن خلاف‌کار وارد عمل شده و منجر به زیان بعدی و بعدی می‌شود و ناگهان چشم‌باز کرده می‌بینم زیانی که ما به سرمایه خود وارد کردیم خیلی بیشتر از حد زیان ماهیانه است که شاید جبران آن دیگر غیرممکن باشد و یا در خوش‌بینانه‌ترین به‌شرط عدم تکرار آن ممکن است ماه‌ها طول بکشد تا سرمایه ازدست‌رفته بازگردد.

حالا اگر ما بر مبنای راه‌حل تئوری پنجره شکسته طبق سیستم رفتار می‌کردیم و بعد از حد زیان روزانه، معامله‌ای انجام نمی‌شد و از بازار فاصله می‌گرفتیم و با انواع روش‌های ریکاوری، ذهن را در گوشه‌ای آرام می‌کردیم دیگر ذهن، باعث شکستن پنجره‌های دیگر سرمایه ما نمی‌شد و آن را تبدیل به یک ساختمان متروکه (سرمایه خیلی کوچک تراز قبل) نمی‌کرد.

البته که از تئوری پنجره شکسته می‌توان در تمام ابعاد زندگی شخصی و حرفه‌ای استفاده کرد و از منافع آن بهره جست.

 

در ادامه بخوانید:میانگین متحرک چست و نحوه استفاده از آن چگونه است؟

 

نویسنده: (علی محمدی، معامله گر بازارهای مالی)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.