بخش پنجم: نقش باورهای طلایی در معامله گری

مقدمه

من خیلی علاقه مندم که مصاحبه افراد موفق دنیا را ببینم و یا بخوانم و وقتی به صحبتهای این افراد دقت می کنم  متوجه می شوم که اکثر آن ها از جملاتی مانند:

” من باور داشتم که در این کار موفق می شوم.”

” من باور داشتم که به هدف خودم می رسم.”

” من باور داشتم که روزی ثروتمندترین فرد دنیا می شوم.”

” من باور داشتم لایق کسب این موفقیت هستم.”

” من باور داشتم موقعیت های زیادی برای کسب موفقیت وجود دارند.”

و … استفاده می کنند و این موضوع من را به فکر فرو برد که به راستی کلمه باور که در بیانات افراد موفق دنیا موج میزند به چه معناست و چه نقشی در موفقیت این افراد داشته است؟ معامله گران زیادی را دیده ام که اذعان می کنند که تمامی پارامترهای یک معامله گر حرفه ایی اعم از روش مناسب، مدیریت ریسک و سرمایه قابل قبول را دارند و حتی می گویند که مسائل روانشناسی را هم به خوبی در معاملات خود اجرا می کنند و کاملا به آن پایبند هستند ولی در نهایت در معامله گری، خود را موفق نمی دانند و احساس نارضایتی از این موضوع دارند و این سوال مطرح می شود که آیا پارامتر دیگری به عنوان حلقه گمشده برای تکمیل چرخه موفقیت یک معامله گر وجود دارد؟ و با توجه به تحقیقات و مطالعاتم به این نتیجه رسیدم که این پارامتر مهم و تاثیر گذار می تواند تاثیر باورها باشد، موضوعی که تا الان در جایی ندیدم در مورد آن بحث شود و با توجه به اهمیت و نقش باور در موفقیت و یا عدم موفقیت در هر بیزینسی ، تصمیم گرفتم مقاله ایی در خصوص نقش باورها در موفقیت و یا عدم موفقیت یک معامله گر بنویسم که قطعا می تواند در رسیدن یک معامله گر به اهداف خود بسیار مفید و حائز اهمیت باشد.

 

به راستی باور چیست و چه تفاوتی با فکر دارد؟

ببینید دوستان، در هر لحظه تعداد بسیار زیادی رشته فکری از ذهن ما عبور می کند که خیلی از آن ها گذرا و به صورت لحظه ایی می باشد، در واقع فکر، به عنوان فعالیت ذهنی است که از اطلاعات لحظه ایی دریافت شده است و افکاری که دائما تکرار می شوند و در ذهن پرورش می یابند و یا به صورت عملی تجربه می شوند به صورت ناخود آگاه و یا خود آگاه وارد اعماق وجودی ما می شوند و خودشان را به شکل باورها(ایمان و عقیده) نشان می دهند و وقتی آن باور در ذهن ما شکل گرفت ما به آن موضوع خاص، ایمان و یقین پیدا می کنیم، همواره این جهان به صورتی عمل می کند که باورهای ما را برای ما مورد تایید قرار دهد. مثلا اگر من باور داشته باشم که ” نا برده رنج گنج میسر نمی شود” جهان برای من با توجه به این باور به نحوی عمل می کند که صحت این موضوع را برای من تایید کند و من اگر بخواهم در کاری موفق شوم ایده هایی به ذهن من می رسد که باید کاری را انجام دهم که رنج بسیاری ببرم تا موفق شوم و این موضوع صرفا برای من با این باور خاص صادق است چون الگوهای زیادی در جهان وجود دارند که با باوری متضاد با این باور، به سمت ایده ها و کارهایی هدایت شده اند که بسیار راحت موفق شده اند و در یک کلام باید بگویم که باور همه چیز است چون به هر چیزی که باور داشته باشید همان را در زندگی تجربه می کنید یعنی جهان شما را به سمت ایده هایی هدایت خواهد کرد که تایید کننده باور شما باشد.

 

باورها از کجا شکل می گیرند؟

به طور کلی باورها از ورودی های ذهن ما نشات می گیرند، یعنی از زمانی که انسان متولد می شود یاد گیری از طریق این ورودی ها آغاز می شوند و در طول زمان، بسیاری از اطلاعات به عنوان ورودی ها وارد ذهن ما شده و با تکرار این افکار، تبدیل به باورهای ما میشود. مهمترین عامل در شکل گرفتن باورهای ما ورودی های ذهن ماست و کنترل این ورودی ها می تواند در شکل گیری نوع باورها که قدرتمند کننده و یا تضعیف کننده است بسیار حائز اهمیت باشد.

ورودی های ذهن ما کدامند؟

به طور کلی مهمترین منابع ورودی های ذهن را می توان به دسته های ذیل تقسیم نمود:

  • محیط خانواده

از بدو تولد و زمانی که چشمان ما به روی دنیا گشوده می شود با ارزشترین و مهمترین موجوداتی که مشاهده می کنیم پدر و مادر هستند که بیشترین تاثیر را در شکل گیری باورهای اولیه در ذهن ما دارند و معمولا باورهایی در ذهن ما شکل می گیرد که این باورها در ذهن پدر و مادر و کلا خانواده نهادینه شده است و با ورود اطلاعات از طریق خانواده به ذهن ما باورها رفته رفته شکل می گیرند. و نوع این باورها با توجه به تفاوت دیدگاهی خانواده ها می تواند از یک خانواده به خانواده دیگر متفاوت باشد. مثلا یک خانواده این باور را در ذهن فرزند خود ایجاد می کند که پول و ثروت ما را از معنویت دور می کند و در خانواده دیگری متضاد این باور را در ذهن فرزند خود شکل می دهند به طور مثال پول و ثروت ما را به معنویت نزدیک تر می کند. پس دو خانواده با باورهای متفاوت دو نوع باور متفاوت را در ذهن فرزندان خود ایجاد می کنند. و این باورها باعث می شود که فرزندان آن ها شرایط متفاوتی را نسبت به باورهای خود در آینده تجربه نمایند.

 

  • جامعه ایی که در آن بزرگ شده ایم اعم از مدرسه، دانشگاه، محیط کار و …

وقتی فرد بزرگ شده و وارد اجتماع می شود ورودی های زیادی از اطلاعات را از محیطی که در آن زندگی می کند را وارد ذهن خود کرده و تکرار آن ها باعث ایجاد باورها در ذهن می شود، به طور مثال در شرایط کنونی با اکثر افراد جامعه که صحبت می کنیم صحبت از رکود اقتصادی و کمبود مشتری می کنند که تکرار این صحبت ها و تمرکز کردن نسبت به آن باعث می شود که این مساله به صورت باور در ذهن ما ایجاد می شود و همین مساله را هم تجربه می کنیم یعنی رکود و کمبود مشتری برای ما طبق باور ما تایید می شود. قطعا مغازه هایی از یک صنف را در کنار هم یا روبروی هم دیده اید که در یکی از این مغازه ها مشتری مشاهده نمی شود و در مغازه مشابه آن در همان نزدیکی فراوانی مشتری است و اگر این مساله را بررسی کنیم و به لحاظ روانشناسی فروشنده این دو مغازه را مورد بررسی قرار دهیم قطعا به این نکته می رسیم که تفاوت این دو در نوع باورهایی است که در ذهنشان در مورد فراوانی یا عدم فراوانی مشتری ایجاد شده است. بسیاری از این باورها در محیط اجتماع مانند مدرسه، دانشگاه، محل کار و … در ذهن ما ایجاد می شوند.

 

  • رسانه های جمعی مانند رادیو، تلویزیون، گروه های اجتماعی و …

امروزه بیشتر وقت افراد برای تماشا کردن تلویزیون و یا گوش کردن به رادیو و فعالیت در شبکه های اجتماعی صرف می شود و همانطور که می دانید به طور مثال هر وقت تلویزیون را روشن می کنید کمترین اطلاعات مثبت را از آن دریافت می کنید و بیشتر خبرها به صورت منفی اعلام می شوند که این باعث می شود با توجه کردن به این اطلاعات منفی کانون توجه ما به آن سمت و سو برود و با تکرار این موارد باورهای محدود کننده ایی در ذهن ما شکل بگیرند. تحقیقات نشان می دهد که اکثر افراد موفق دنیا کمترین توجه ممکن را به رسانه های جمعی دارند و خیلی از آن ها دستگاهی به نام تلویزیون را در زندگی خود حذف کرده اند و به جای آن بیشتر وقت خود را صرف مطالعه کتاب های مفید و تخصصی در حوزه کاری خود می نمایند.

 

نقش باورها در رسیدن به اهداف و خواسته ها

شناخت نوع باورهای شکل گرفته در ذهن از آنجایی اهمیت می یابند که نوع باورها تاثیر بسیار مستقیمی در رسیدن یا نرسیدن به اهداف و خواسته ها دارند. به طور مثال فرض کنید خواسته شخصی این باشد که بهترین بازیکن فوتبال جهان باشد ولی باورهایی که در ذهن دارد این است که بهترین بازیکن فوتبال جهان فیزیکی دارد که من ندارم یا چون من در کشور خاصی زندگی می کنم امکان ندارد به آن جایگاه برسم و یا من واقعا لیاقت بهترین بازیکن فوتبال شدن را ندارم و کلی باورهای محدود کننده و تضعیف کننده دیگر که این مسایل باعث می شود که این فرد هر چقدر تلاش و تمرین می کند موفق به رسیدن به خواسته خود نمی شود . در واقع در این مثال خواسته این فرد با باورهایش همسو و هم جهت نیست یعنی خواسته اش این است که بهترین بازیکن فوتبال دنیا شود ولی برای رسیدن به این هدف باورهای متناسب با خواسته خود ندارد به خاطر همین هم تمرینات و تلاش او به مانند فشار پدال گاز است که ماشین را رو به جلو حرکت دهد در عین حال باورهای محدود کننده ایی که دارد مانند فشار روی پدال ترمز عمل می کند و این باعث می شود که یک پای این شخص روی پدال گاز باشد و یک پای دیگر او روی پدال ترمز و عملا با این کار اتومبیل به جلو حرکت نمی کند و پس از مدتی این شخص پس از تمرین و تلاش زیاد، انگیزه، شور و اشتیاق خود را برای ادامه مسیر و رسیدن به هدف اصلی از دست می دهد. در این مثال شخص به ظاهر تمامی پارامترهای لازم را برای موفق شدن و رسیدن به خواسته خود داشته است ولی از داشتن مهمترین  و موثرترین پارامتر موجود که همان وجود باورهای همسو با خواسته خود است غافل بوده است و چه بسا با تغییر باورهای محدود کننده خود به سوی باورهای قدرتمند کننده که همسو با خواسته خود باشد می توانست اتومبیل را با سرعت هر چه بیشتر به جلو هدایت کند و به هدف خود برسد.

دوستان عزیز واقعا اگر ما هم به گذشته خود رجوع کنیم و خواسته ها و هدف های زمان های مختلف زندگی خود را بررسی کنیم متوجه می شویم که ما همواره وقتی خواسته و باورهایمان همسو بوده به آن هدف رسیده ایم و در صورتیکه این دو هم راستا نبوده با تمامی تلاش هایی که متحمل شده ایم  به آن خواسته یا هدف نتوانسته ایم برسیم.

 

باور در معامله گری چیست؟

حال که به اهمیت باورها در رسیدن و یا نرسیدن به اهداف و خواسته ها واقف شدیم، در این قسمت تاثیر این پارامتر را در معامله گری مورد بررسی قرار می دهیم. به طور کلی باورها به دو صورت کلی در ذهن ما ایجاد می شوند و به کار بردن اصطلاح باورهای صحیح و باورهای غلط اشتباه است چون در این جا ما درست یا غلط نداریم و بلکه صرفا بحث خواسته و ناخواسته است یعنی باورهایی که همسو با خواسته های ما است در دسته باورهای قدرتمند کننده و باورهایی که هم راستا با خواسته های ما نیستند در گروه باورهای محدود کننده تقسیم بندی می شوند.

اکثر ما این جملات را در زمینه معامله گری بارها و بارها شنیده ایم که:

معامله گری پر درآمد ترین شغل دنیا است.

در معامله گری ۹۵ درصد بازنده و صرفا ۵ درصد برنده هستند.

معامله گری پر استرس ترین شغل دنیاست.

معامله گری بسیار پر ریسک و پر خطر است.

در معامله گری تولیدی وجود ندارد و صرفا این شغل یک واسطه گری است.

در مارکت پولی تولید نمی شود بلکه پول از جیبی به جیب دیگر می رود( یعنی سود یک معامله گر برابر است با ضرر یک یا چندین معامله گر دیگر)

و کلی جملات دیگر که چون بسیار تکرار شده اند در بعضی از معامله گران به صورت باور درآمده اند. حال فرض کنید خواسته و هدف شخصی این باشد که معامله گر موفق با درآمد بالایی شود، می توان جملات مذکور را در قالب باورهای قدرتمند کننده و محدود کننده مورد بررسی قرار دهیم:

باورهای قدرتمند کننده:

معامله گری پر درآمد ترین شغل دنیا است.

به نظر شما داشتن چنین باوری چه تاثیری می تواند بر روی انگیزه، شور و اشتیاق این شخص برای رسیدن به خواسته اش ایجاد کند؟

قطعا داشتن چنین باوری که همسو با خواسته است بسیار قدرتمند کننده است و شخص را با انگیزه فراوان به جلو پیش خواهد برد.

باورهای محدود کننده:

در معامله گری ۹۵ درصد بازنده و صرفا ۵ درصد برنده هستند.

معامله گری پر استرس ترین شغل دنیا است.

معامله گری بسیار پر ریسک و پر خطر است.

در معامله گری تولیدی وجود ندارد و صرفا این شغل یک واسطه گری است.

در مارکت پولی تولید نمی شود بلکه پول از جیبی به جیب دیگر می رود( یعنی سود یک معامله گر برابر است با ضرر یک یا چندین معامله گر)

به نظر شما داشتن چنین باورهایی چه تاثیری می تواند بر روی انگیزه، شور و اشتیاق این شخص برای رسیدن به خواسته اش ایجاد کند؟

قطعا داشتن چنین باورهایی که هم راستا با خواسته نیست بسیار محدود کننده خواهد بود و شخص را بسیار بی انگیزه و مایوس از ادامه مسیر خواهد نمود.

 

آیا امکان تغییر باورها در معامله گری وجود دارد؟

اکثر باورهای ما در طول سالیان زیادی در ذهن ما به صورت ناخودآگاه شکل گرفته اند که همانطور که اشاره شد از منابع زیادی وارد ذهن ما شده و با تکرار آن تبدیل به باور شده است بنابراین این باورها با توجه به مدت زمانی که در ذهن ما پرورش یافته اند بسیار غالب است ولی این بدان معنی نیست که قابل تغییر نباشند و خبر خوب این است که باورها در هر زمان و مکانی به صورت خودآگاه قابل تغییر هستند ولی با توجه به این که پیدایش آن ها زمان بر بوده قطعا تغییر آن ها هم زمان بر و به صورت تدریجی خواهد بود و برای تحقق و سرعت بخشیدن به این کار تمریناتی وجود دارد که با عمل کردن به آن ها سرعت تغییر باورها را می توان چندین برابر نمود. در ابتدای امر یعنی زمانی که شروع به تغییر باورها می کنیم ذهن ما در برابر این تغییر بسیار مقاومت خواهد نمود ولی با تکرار و تمرین رفته رفته مقاومت ذهن کمتر شده و دیگر یارای مقاومت را از دست خواهد داد. تغییر باورها به مانند پاشیدن رنگ سفید روی رنگهای سیاه قبلی است که قطعا این پوشش و از بین بردن رنگ سیاه قبلی با استفاده چندین باره از رنگ سفید میسر خواهد شد.

راهکارها برای تغییر باورها در معامله گری

تمامی ما انسان ها در طول دوره های مختلف از زندگی خود اهداف و خواسته های متفاوتی داشته ایم و سعی نمودیم که برای رسیدن به آن هدف تخصص لازم را کسب نماییم و با مطالب مذکور پی بردیم که علاوه بر کسب تخصص برای رسیدن به خواسته های خود باید باورهایی متناسب و همسو با آن خواسته داشته باشیم و با توجه به این که بسیاری از باورهایی که از کودکی در ذهن ما شکل گرفته به صورت محدود کننده می باشد، مهمترین موضوع شناخت این باورهای محدود کننده و تبدیل آن ها به باورهای قدرتمند کننده در مورد آن هدف خاص می باشد.

پس یک قلم و کاغذ بردارید و خواسته و هدف خود را در آن بنویسید و باورهای محدود کننده خود را که در عمق وجود شما قرار دارد را شناسایی کنید و این باورهای محدود کننده را بنویسید و سپس باورهای قدرتمند کننده ایی که می تواند در مقابل این باورهای محدود کننده قرار بگیرد را نیز بنویسید و سعی کنید با تکرار زبانی و فکری خود باورهای محدود کننده را به باورهای قدرتمند کننده تبدیل کننده در ابتدا ذهن بسیار مقاومت خواهد نمود ولی شما توجهی به آن نکنید و این کار را هر روز تکرار و تکرار کنید تا رفته رفته و به صورت تدریجی مقاومت ذهن کم شده و در نهایت از بین برود و باورهای قدرتمند کننده جایگرین، در اعماق وجودی شما به صورت خود آگاه نهادینه شود.

به عنوان مثال می خواهیم باورهای محدود کننده برای تبدیل شدن به یک معامله گر موفق و پر درآمد مذکور در قسمت های قبلی را به باورهای قدرتمند کننده تبدیل نماییم کلیه موارد ذیل باید نوشته شود و باورهای قدرتمند کننده آن هر روز تکرار و تکرار شود تا از یک فکر لحظه ایی به باور تبدیل شود:

باور محدود کننده :در معامله گری ۹۵ درصد بازنده و صرفا ۵ درصد برنده هستند.

باور قدرتمند کننده: من باور دارم که معامله گران موفق زیادی در بازار وجود دارند که من یقین دارم که قطعا در میان آن دسته خواهم بود.

باور محدود کننده: معامله گری پر استرس ترین شغل دنیا است.

باور قدرتمند کننده: من باور دارم که معامله گری لذت بخش ترین شغل دنیاست.

باور محدود کننده: معامله گری بسیار پر ریسک و پر خطر است.

باور قدرتمند کننده: من باور دارم  مدیریت ریسک و سرمایه منحصر به فردی دارم که همواره در مارکت به من امنیت و آرامش می دهد.

باور محدود کننده: در معامله گری تولیدی وجود ندارد و صرفا این شغل یک واسطه گری است.

باور قدرتمند کننده: من باور دارم که معامله گری مهمترین و معنوی ترین شغل دنیاست چون با نقدینگی که ایجاد می کند به زیر ساخت های تولیدی کمک شایانی می کند.

باور محدود کننده: در مارکت پولی تولید نمی شود بلکه پول از جیبی به جیب دیگر می رود( یعنی سود یک معامله گر برابر است با ضرر یک یا چندین معامله گر)

باور قدرتمند کننده: من باور دارم در مارکت بی نهایت نعمت و ثروت وجود دارد و من لایق کسب بی نهایت نعمت و ثروت از مارکت هستم و هر کس تخصص لازم را کسب نماید می تواند مانند من از مارکت سود سرشاری ببرد.

و کلی باورهای محدود کننده دیگر که می توان با شناسایی آن ها و تبدیل آن ها به باورهای قدرتمند کننده برای رسیدن به خواسته مورد نظر انگیزه مضاعفی پیدا نمود و مسیر را با قدرت هر چه تمام تر پیمود . و در کلام آخر باید بگویم که جهانی که در آن زندگی می کنیم بی نهایت واقعیت دارد که نه صحیح است و نه غلط، دوست عزیز من سعی کن واقعیت هایی از جهان را بپذیری که برای رسیدن به خواسته هایت به شما انرژی و اشتیاق بدهد چون همان چیزی را که می پذیری و باور می کنی همان را در زندگی خود تجربه می کنی. امیدوارم با توجه به این نگاه اجمالی به نقش باور ها در معامله گری توانسته باشم روزنه های جدیدی را برای جهان بینی معامله گری در شما ایجاد نمایم.

با آرزوی سعادت و توفیق روز افزون برای شما عزیزان

نویسنده: مهندس داوود قربانی

3 دیدگاه برای “بخش پنجم: نقش باورهای طلایی در معامله گری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.