دوعلتی که نباید در تحلیل از اندیکاتور و مشتقات قیمتی استفاده کرد!

دوعلتی که نباید در تحلیل از اندیکاتور و مشتقات قیمتی استفاده کرد!

دوعلتی که نباید در تحلیل از اندیکاتور و مشتقات قیمتی استفاده کرد!

 

بیایید موضوع را ساده تر ببینیم اتاقک اصلی حاوی موتوروگیریبکس تریلی چرخهای تریلی را به سمت خود میکشد یا چرخها اتاقک اصلی را به سمت خود میکشند؟ قطعا اتاقک اصلی. خوب اینجا هم قیمت نقش اتاقک و چرخها نقش اندیکاتورهاو … را بازی میکنند.

از حرکات قیمت نیز موارد زیر مشتق می‌شوند:

  1. اندیکاتورها
  2. میانگین‌های متحرک و …
  3. الگوهای قیمتی و …

حالا ما، به‌عنوان فردی منطقی در بازارهای مالی، باید به قیمت که علت است توجه کنیم یا به مشتقات قیمت که معلول است؟ مشخصا تمام مشتقات قیمت مانند یک تابع عمل می‌کنند؛ یعنی ورودی که قیمت است در تابع می‌رود و یکسری عملیات ریاضی روی آن صورت می‌گیرد و خروجی این تابع برای تحلیل‌گر تکنیکال، معیار تصمیم‌گیری است.

از فرمول اندیکاتورها و اسیلاتورها کاملاً مشخص است که خروجی این ابزارهای پیچیده با تأخیر همراه است.

حالا بیاییم نواحی اشباع خرید و فروش را راستی آزمایی کنیم.

اکثر اندیکاتورها نواحی اشباع دارند. تحلیل‌گرانی که با ابزار تکنیکالی کار می‌کنند، معتقدند که وقتی اندیکاتورها به نواحی اشباع خرید می‌رسند، به‌نوعی خریداران در بازار رو به اتمام هستند و به‌زودی قیمت سهم افت خواهد کرد، پس خود را آماده فروش می‌کنند؛ و وقتی اندیکاتورها به نواحی اشباع فروش می‌رسند، به‌نوعی فروشندگان در بازار رو به اتمام هستند و به‌زودی قیمت سهم رشد می‌کند پس خود را آماده خرید می‌کنند.

 

دوعلتی که نباید در تحلیل از اندیکاتور و مشتقات قیمتی استفاده کرد!
 

نمودار بالا به ۳ ناحیه a, b, c تقسیم‌شده و منطقه اشباع خرید در اسیلاتور RSI را با کادر مشخص کرده‌ایم.

قیمت در ناحیه a 21 روز کاری در منطقه اشباع خرید بوده است.

قیمت در ناحیه b 7 روز کاری در زیر منطقه اشباع خرید (کادر را به سمت پایین شکسته) بوده است.

قیمت در ناحیه c15 روز کاری در منطقه اشباع خرید بوده است.

بنابراین  قیمت در ناحیه a، ۲۱ روز کاری در رشد بوده است. بااینکه قیمت در منطقه اشباع خرید است

(بااینکه اکثر معامله گران تکنیکال خرید در این ناحیه را اشتباه میدانند) و زمان کوتاهی قیمت از ناحیه اشباع خرید خارج‌شده؛ ولی قیمت افت خاصی نکرده است. زمانی که قیمت وارد ناحیه c می‌شود بااینکه در منطقه اشباع خرید بوده، در ۱۵ روز کاری رشد سهمگینی کرده است، (بااینکه اکثر معامله گران تکنیکال خرید در این ناحیه را اشتباه میدانند).

از این اتفاقات در دنیای بازارهای مالی بسیار رخ میدهد.

مثال:

در نمودار صفحه قبل، حرکت نمودار قیمت طلای ۱۸ عیار را در ۱۰ ماه مشخص کرده است. همان‌طور که در اسیلاتور RSI نشان داده‌ایم، قیمت در این حدود ۱۱ ماه، در ناحیه اشباع خرید بوده است؛ یعنی از دید تحلیل‌گر تکنیکالی خرید در این ناحیه به‌هیچ‌وجه منطقی نیست و حتی او نیم‌نگاهی به فروش هم دارد ولی در بازار واقعی طی ۱۰ ماه قیمت طلا از گرمی ۱۲۴٫۰۰۰ تومان به ۵۶۰٫۰۰۰ تومان رسیده است.

بنابراین معامله گران تکنیکال که در این بازه ۱۰ ماهه با این نوع اسیلاتورها کار می‌کردند:

  • اگر در بازار ۲ طرفه و اهرمی کار می‌کردند، به‌احتمال‌زیاد ورشکسته می‌شدند.
  • اگر در بازار سنتی (یک‌طرفه و بدون اهرم) کار می‌کردند، از این سود فوق‌العاده جا می‌ماندند.

 

نتیجه گیری

۱-صحت اندیکاتورها در هاله ای از ابهام است.

وقتی با چند اندیکاتور کار می‌کنیم، در بسیاری از موارد، سیگنال‌های ناهمگن داده و تحلیل‌گر را دچار سردرگمی می‌کنند.

مثلاً:

وقتی سه اندیکاتور را باهم بررسی می‌کنیم، با مواردی مواجه می‌شویم که اندیکاتور RSI سیگنال خرید می‌دهد، اندیکاتور MACD سیگنال فروش می‌دهد و اندیکاتور STOCHACTIC دستور صبر کردن می‌دهد؛ و قطعاً معامله‌گر را در تصمیم‌گیری نهایی دچار چالش می‌کنند.

۲-اندیکاتورها ابزاری نامناسب برای حال بازار

اندیکاتورها با استفاده از داده‌های پیشین( پیش‌فرض چهارده روز گذشته) داده‌های حال را می‌سازند و این داده‌ها برای معامله‌گر تکنیکال معیار تصمیم‌گیری هستند. ما در دنیایی زندگی میکنیم که هرلحظه به‌واسطه اخبار متأثر می‌شود. حال اندیکاتورها و سایر ابزارهای تکنیکالی که با داده‌های پیشین کار می‌کنند، آیا می‌توانند بااعتبار بالایی حرکات قیمت در حال بازار را پیشبینی کنند؟

 

در ادامه بخوانید:چگونه روش پرایش اکشن منجر به برد ما در معاملات میگردد؟

 

نویسنده: (سجاد بوربور،مدرس و معامله گر بازارهای مالی)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.