چالش آزادسازی منابع ارزی و مدیریت ارز

سجاد بوربور کارشناس بازار ارز و طلا

سجاد بوربور کارشناس بازار ارز و طلا در گفت‌وگو با بورس نیوز در این خصوص بیان کرد: آنچه بیش از کاهش نرخ ارز اهمیت دارد، تثبیت نرخ ارز است. ضمن اینکه وقتی می‌توان به کاهش نرخ ارز دل‌خوش کرد که سایر بازارها و کالاها و خدمات حدودا هم‌گام با نرخ ارز پایین آید. شکی نیست که با آزادسازی منابع ارزی بلوکه شده و تزریق آن به بازار می‌توان نرخ ارز را به‌صورت مقطعی کاهش داد؛ اما اگر مدیریت صحیحی بر عرضه و تقاضای بازار ارز نباشد، کاهش نرخ ارز مقطعی بوده و با کوچک‌ترین سیگنال منفی به بازار ارز، مجدداً بازار ارز شیب صعودی به خود خواهد گرفت و این کاهش مقطعی، منفعتی برای اقتصاد کشور نخواهد داشت.

وی افزود: معتقدم دلار کمتر از ۲۰ هزار تومان هیچ منفعتی برای اقتصاد ما به همراه نخواهد داشت. در نظر داشته باشید که حتی با فرض دلار ۲۰ هزارتومانی، در چند سال اخیر بازار ارز نسبت به بازارهای مسکن و خودرو و بازار سرمایه، رشد کمتری داشته و به‌نوعی می‌توان گفت بازار ارز از منظر سرمایه‌گذاری، از بازارهای رقیب جا مانده است. به سبب چسبندگی قیمت‌ها در بازار مسکن و رشد بهای تمام‌شده مسکن، با کاهش بیشتر نرخ ارز، بازار مسکن ریزشی با اهمیت نخواهد داشت و در چنین وضعیتی، فروش ملک و خرید دلار برای سرمایه‌گذاران توجیه داشته و در واقع فرصتی برای سفته‌بازی دوباره به عده‌ای خواهیم داد (این اتفاق در بازارهای خودرو و بورس هم پررنگ است).

 

بررسی بازار طلا در ایران

 

کما اینکه بعد از جهش نرخ ارز تا محدوده ۱۹ هزارتومانی در سال ۹۷، کالاهای مختلف با این نرخ رشد کردند و بعد از افت نرخ ارز و بازگشت نرخ دلار به کانال ۱۱ هزارتومانی و یک آرامش چندین ماهه در بازار ارز در آن مقطع، ریزش خاصی در بازارهای کالایی و خودرو و مسکن رخ نداد! بنابراین به نظر می‌رسد خوش‌بینی به کاهش نرخ مسکن، کالاها (خدمات) و … به سبب کاهش نرخ ارز، متوهمانه بوده و دلار کمتر از ۲۰ هزار تومان فقط فرصت خرید برای عده‌ای از سوداگران فراهم خواهد کرد.

کاهش نرخ ارز بدون کاهش نرخ مسکن و بازارهای دیگر در ایران، مساوی است با رغبت به خروج سرمایه از کشور و خرید ملک در ترکیه و سرمایه‌گذاری در حوزه رمز ارزها و… فراموش نکنید که با خرید ارزهای دیجیتال، خروج نقدینگی در حجم بالا از کشور تسهیل می‌شود و نباید شرایطی فراهم کرد که به پول‌شویی و خروج سرمایه از کشور دامن زد. در دهه‌های اخیر با سرکوب نرخ ارز، خروج سرمایه را آسان کرده‌ایم و فقط در سال ۱۳۹۶ حدود ۱۹ میلیارد دلار خروج سرمایه از کشور صورت گرفته است.

ضمن اینکه نگهداری خانگی ارز هم به‌نوعی خروج سرمایه محسوب می‌گردد. الان هم به شرایطی رسیده‌ایم که احتمالاً بازارهای داخلی جذابیت سال ۹۸ و اوایل سال ۹۹ را برای سرمایه‌گذاران نخواهد داشت و سرمایه‌گذاران مترصد فرصتی برای خروج سرمایه و سرمایه‌گذاری در خارج از کشور هستند. در اقتصاد همواره تصمیمات صحیح برنده خواهند بود و هر تصمیم نادرستی، اثر دلخواه را به دنبال نخواهد داشت‌.

کما اینکه نه فقط سرکوب نرخ ارز در سال‌های گذشته و نه فروش سکه ارزان قیمت از خزانه بانک مرکزی، به مهار تورم کمک نکرد. وقت آن رسیده که از تجربه ناموفق ۲ دهه اخیر درس بگیریم و به جای سرکوب قیمت‌های واقعی و قیمت‌گذاری دستوری، به دنبال ریشه‌یابی تورم و ایجاد رشد اقتصادی پایدار در کشور باشیم. سال‌هاست بودجه عمرانی در کشور قربانی پوشش کسری سایر بخش‌ها شده و بدون آنکه برای توسعه کشور سرمایه‌گذاری صورت بگیرد، فقط با تورم و پول پاشی، اقتصاد کشور را مدیریت کرده‌ایم.

بوربور با اشاره به احتمال وعده کاهش نرخ ارز توسط کاندیداهای ریاست جمهوری در زمان تبلیغات انتخاباتی، اظهار کرد: کاندیداها در زمان تبلیغات انتخاباتی وعده‌هایی از جنس کاهش نرخ ارز، پرداخت پول (به شکل یارانه و …)، کنترل تورم و… به مردم می‌دهند؛ چون مردم انتظار شنیدن چنین وعده‌هایی را دارند. مردم خودشان شرایطی برای شنیدن وعده‌های پوچ فراهم می‌کنند و مادامی که تفکر مردم اصلاح نشود و نپذیرند برای اصلاح اقتصاد کشور، نیاز به برنامه‌ای جامع و بلندمدت است و از کاندیداها، ارائه چنین برنامه‌هایی نخواهند، اتفاقات گذشته تکرار خواهد شد و بهبودی حاصل نمی‌گردد.

 

يك كارشناس بازار ارز اعلام كرد: فضاي خاكستري بازار ارز...

 

در ۲ دهه گذشته، دولتمردان از هر جناحی و با هر دیدگاه و نگرشی که بوده‌اند، اقتصاد ایران وضعیت مطلوبی نداشته است؛ چرا که دولت‌ها باور ندارند برای اصلاح وضعیت باید گام اول را با کاهش هزینه‌های دولت بردارند و به جای کاهش هزینه‌ها، عادت کرده‌اند کسری بودجه را مدام از جیب مردم تأمین کنند و نتیجه چنین رفتاری، جز تداوم تورم نبوده است. برای اصلاح اقتصادی، راهی جز کاهش هزینه‌های دولت نداریم. سال ۱۳۹۶، هزینه‌های جاری دولت در بودجه ۲۴۰ هزار میلیارد تومان (با نرخ ارز آن مقطع، معادل ۶۰ میلیارد دلار) بوده است.

اگر همین مبلغ را برای ۱۴۰۰ هم در نظر بگیریم، با دلار ۲۰ هزارتومانی، هزینه‌های جاری دولت به ۱۲۰۰ هزار میلیارد تومان می‌رسد؛ حال آنکه در بودجه ۱۴۰۰ هزینه‌های جاری دولت ۶۳۷ هزار میلیارد تومان پیش‌بینی‌شده است! از آنجا که بخش عمده هزینه‌های جاری دولت مربوط به حقوق و دستمزد پرسنل بخش دولتی است، کاهش هزینه‌های جاری دولت یعنی کاهش حقوق و دستمزد و کاهش قدرت خرید مردم! طبیعی است که کاهش قدرت خرید مردم سبب کاهش تقاضای مسکن و سایر کالاها خواهد شد و تولید روز به روز، با مشکلات بیشتری مواجه می‌شود.

جمعیت ایران هم رو به افزایش است و تا چند سال دیگر، تقاضای نفت جهانی هم کاهش خواهد یافت و دولت با مشکلات بیشتری مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، منابع درآمدی دولت با هزینه‌ها همخوانی ندارد. در بودجه ۱۴۰۰ در برابر هزینه جاری ۶۳۷ هزار میلیارد تومانی، درآمد ۳۱۷ هزار میلیارد تومانی پیش‌بینی‌شده و برای جبران کسری ۲۲۵ هزار میلیارد تومانی، واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای پیش‌بینی‌شده است که حدود ۱۰۴ هزار میلیارد تومان آن تملک دارایی سرمایه ای است!

با وضعیت فعلی بازار سرمایه، قرار است حدود ۹۵ هزار میلیارد تومان از محل فروش سهام تأمین شود که دور از ذهن به نظر می‌رسد! از سوی دیگر پیش‌بینی فروش حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان نفت و ۷۰ هزار میلیارد تومان اوراق سلف نفتی در سال جاری شده و ۷۵ هزار میلیارد تومان هم از صندوق توسعه ملی برداشت شده است‌. این روش تأمین مالی جز انتقال بخشی از تورم امسال به سنوات بعد و تشدید مشکلات اقتصادی در سال‌های آینده معنایی ندارد و در سال ۱۴۰۰ احتمال کسری بودجه حدود ۱۵۰ هزار میلیارد تومان بسیار پرنگ است که به احتمال بسیار بالا از محل پایه پولی جبران خواهد شد.

بدتر از این روش‌های نادرست، گره زدن تورم به رشد شاخص بورس است! اگرچه رشد بازار سرمایه می‌تواند عده‌ای را منتفع کند و قدرت خریدشان را افزایش دهد؛ ولی اینکه رشد شاخص بورس، تورم‌زا بوده از اساس، نادرست است.

اصرار به تکرار روش‌های نادرست این چند سال، اقتصاد ما را در سال‌های آینده درگیر مشکلاتی بزرگ‌تر از امروز خواهد کرد و وقت آن رسیده که دولت‌ها به جای سیاست‌های پوپولیستی و پول پاشی از محل درآمدهای نفتی و سرکوب مقطعی نرخ ارز و… برنامه‌ریزی بلندمدت برای توسعه اقتصادی کشور داشته باشند.

شما برای کنترل حرص و طمع در بورس چه راه کارهایی را در پیش گرفته اید؟ اگر میخواهید درباره این موارد اطلاعات بیشتری را کسب کنید حتما مقاله ای که میداس سرمایه تهیه کرده را مطالعه نمایید.

 

کف حمایتی دلار و بودجه بورسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.